سايت خبري تحليلي انديشه ها : مي دانستيد شاه اسماعيل صفوي پدري از نژاد كرد و مادري ترك-يوناني داشت؟
چهارشنبه، 29 اسفند 1397 - 14:10 کد خبر:90990
سايت خبري تحليلي انديشه ها:
مي دانستيد شاه اسماعيل صفوي پدري از نژاد كرد و مادري ترك-يوناني داشت؟

مي دانستيد شاه اسماعيل صفوي پدري از نژاد كرد و مادري ترك-يوناني داشت؟

ارسال شده توسط : علي صابونچيدر تاريخ: خرداد ۳۰, ۱۳۹۶در: تاريخ ايران, ميدونستي40 ديدگاهبازديدها: 5,223 views
چاپ

شاه اسماعيل نخستين پادشاه و موسس سلسلۀ صفويه است. پدران او از صوفيان بزرگ و سرشناس ايران بودند. جد اعلاي او شيخ صفي الدين اردبيلي از شيوخ بزرگ متصوفه در اواخر قرن هفتم و اوايل هشتم خورشيدي بود.
نسب شيخ صفي الدين به سيد فيروزشاه زرين كلاه مي رسيد. فيروز شاه از سادات فاضل و مورد احترام كرد بود كه نسبش را به امام موسي كاظم مي رساندند. فيروزشاه به منطقۀ دشت مغان مهاجرت كرد و در اردبيل مورد توجه مردم قرار گرفت. پس از او فرزندانش در كلخوران اردبيل ساكن شدند و اندك اندك از شيوخ بزرگ متصوفه آن سامان گشتند.

شاه اسماعيل
بنابراين اجداد پدري شاه اسماعيل صفوي نسبشان به سادات كرد مي رسيد و از صوفيان سرشناس شمال غرب ايران بودند.

اندك اندك نفوذ فرزندان شيخ صفي در ميان مردم آذربايجان و گيلان رو به فزوني گرفت و شيوخ صفوي جايگاه ارزنده اي در ميان مردم و حاكمان يافتند. فاصله ميان شيخ صفي الدين تا شاه اسماعيل آذربايحان در ميان تيموريان و تركان قراقويونلو و آق قويونلو دست به دست مي شد. فرزندان شيخ صفي يكي پس از ديگر خرقه تصوف را به تن مي كردند و بر نفوذ طريقت صفوي مي افزودند تا اينكه نوبت به شيخ جنيد، پدربزرگ شاه اسماعيل رسيد.

آق قويونلوها واسطه براي ازدواج ميان دو خاندان بزرگ و محترم غرب و شرق


در آن زمان اوزن حس آق قويونلو بر آذربايجان و بخش وسيعي از ايران حكمراني مي كرد. اوزن حسن به شيخ جنيد دست ارادت داد و خواهر خود خديجه بيگم را به ازدواج شيخ جنيد درآورد. حاصل اين ازدواج شيخ حيدر پدر شاه اسماعيل بود.

اوزون حسن مادري مسيحي از خاندان امپرتور يوناني ترابوزان داشت. امپرتوري ترابوزان وارث بخش هاي يوناني نشين امپراتوري روم شرقي بود كه توانست پس از بين رفتن امپراتوري روم شرقي (بيزانس) تا زمان سلطان محمد دوم عثماني به حيات خود ادامه دهد.

بنابراين اوزن حسن به دليل داشتن مادري ترابوزاني با پادشاهان ترابوزان متحد شد و با دختر پادشاه ترابوزان به نام دسپينا كاترينا (معروف به تئودورا) ازدواج كرد. حاصل اين ازدواج يك پسر و دو دختر شد.

نام يكي از دو دختر اوزن حسن و دسپينا خاتون، مارتا (حليمه) بود كه بعدها به علم شاه بيگم مشهور شد.

اوزن حسن، مارتا را به عقد ازدواج خواهرزادۀ خود شيخ حيدر پسر شيخ جنيد درآورد و حاصل اين ازدواج پسري به نام اسماعيل شد كه ايران را يكپارچه و قدرتمند ساخت.

شيخ حيدر و كلاه دوازده ترك قزلباشي


از زمان شيخ حيدر طايفه هاي ترك صوفي كه گرد صفويان جمع شده بودند، به دستور شيخ حيدر كلاه دوازده ترك سرخ بر سرنهادند و قزلباش ناميده شدند. صفويان از زمان خواجه علي، نوه شيح صفي الدين به مذهب شيعۀ دوازده امامي متمايل شده بودند.

اين كلاه دوازده ترك گواهي بر شيعه دوازده امامي بودن آنان بود.

شيخ حيدر به همراه قزلباشان راهي شروان شد تا انتقام خون پدرش شيخ جنيد را  كه به دست پادشاه آن سامان كشته شده بود، بگيرد. در آن زمان اوزن حسن، دايي شيخ حيدر مرده بود و پسردايي او، امير يعقوب كه برادر زن او نيز مي شد، از قدرت و نفوذ شيخ صفوي در ميان طايفه هاي ترك شيعه بيمناك بود.

پس شيخ حيدر حمايت امير يعقوب را از دست داد و با وجود پيروزي هاي ابتدايي بر شروانشاه، به تحريك امير يعقوب كشته شد.

فرزندان شيخ حيدر علي، ابراهيم و اسماعيل به استخر فارس تبعيد شدند ولي بعدها از زندان آزاد گشتند. پس از مدتي علي نيز به دست آق قويونلو ها كشته شد و ابراهيم و اسماعيل كه كودكاني خردسالي بودند به لاهيجان پناه بردند. پس از مدتي ابراهيم به اردبيل نزد مادر آمد كه اورا هم امان ندادند و كشتند.

اسماعيل وارث تصوف صفوي


اسماعيل تنها در ميان سادات قوامي لاهيجان باليد و بزرگ شد. پس از مرگ برادران، اسماعيل مراد صوفيان آن سامان شد و تركان قزلباش گرد او جمع شدند.

او سيزده ساله بود كه سرپرستي قزلباشان را بر عهده گرفت  و راهي اردبيل شد. با مادر ملاقات كرد و به زيارت آرامگاه شيخ صفي و اجدادش رسيد. روز به روز بر شمار صوفيان و تركان شيعه پيرو او افزوده مي شد.

طايفه هاي ترك شاملو، استاجلو، قاجار، تكلو، ذوالقدر، افشار و روملو دست بيعت به سوي او دراز كردند و اسماعيل توانست به ياري آنان در مرداد ۸۸۰ خورشيدي (محرم ۹۰۷ قمري) آق  قويونلو ها را در آذربايجان شكست دهد و تبريز را فتح كند.



سپس راهي مركز ايران شد و با تصرف فارس و كاشان در سال ۸۸۲ خورشيدي (۹۰۹ قمري) قدرت خود را در مركز ايران تثبيت كند.

فتح مرو و كوتاه كردن دست ازبكان


شاه اسماعيل بغداد را فتح كرد و به زيارت عتبات و عاليات رفت. پس از سر سامان دادن به عراق و خوزستان و فارس راهي خراسان شد تا خراسان را از وجود ازبك ها پاك كند. شاه اسماعيل در ۱۶ آذر ۸۸۹ خورشيدي (۲۶ شعبان ۹۱۶ قمري) مرو را فتح كرد و شيبك خان ازبك و بيش از ده هزار تن از ازبكان را كه مرو را تصرف كرده بودند، از دم تيغ گذراند و اينگونه خراسان نيز بخشي از قلمرو او گرديد.

چالدران زخمي بر دل شاه صفوي


در آن زمان دولت عثماني در حال گسترش سلطان نشين خود بود. در ابتدا رابطۀ شاه اسماعيل با بايزيد دوم خوب بود. اما با رسميت يافتن مذهب شيعه كه شاه اسماعيل در هرجا كه وارد مي شد، آن را مقرر مي كرد، بهانه اي براي سلطان هاي سني مذهب شد.

روابطه ميان دربار شيعه مذهب صفوي با دربار سني مذهب عثماني روبه تيرگي نهاد تا آنكه سلطان سليم اول به سلطنت رسيد.

سلطان سليم در حركتي عجيب چهل هزار شيعۀ آن سامان را كشت و در سال ۸۹۲ خورشيدي (۹۲۰ قمري) از راه چالدران وارد ايران شد. شاه اسماعيل  دلاورانه در برابر او در دشت چالدان جنگيد و با وجود رشادت ها بسيار او و سربازانش، از عثماني ها شكست خوردند.

شاه اسماعيل اجباراً عقب نشست و تبريز به دست عثماني ها افتاد.

شاه اسماعيل

پس از اين شكست هيچ كس شاه اسماعيل را خندان نديد. شكست چالدران و كشته شدن سرداران نامي او و سربازان وفادارش ضربۀ سختي به شاه جوان زد.

مرگ شاه اسماعيل


شاه اسماعيل به هنگامي كه به شكار در شكي در نزديكي قفقاز رفته بود، بيمار شد و در ۳۸ سالگي در سراب در ۱۲ خرداد ماه ۹۰۳ (۱۹ رجب ۹۳۰ قمري) از دنيا رفت.

بدن او را به اردبيل آوردند و در جوار اجدادش در بقعۀ شيخ صفي دفن كردند.

شاه اسماعيل ناجي ايران در برابر تركان


شاه اسماعيل مردي دلير بود و شاعر مسلك. به تركي آذربايجاني شعر مي سرود و خطايي تخلص مي كرد. مي گويند صورت زيبا و اندامي ميانه و متناسب داشت. رنگ موهاي او را مايل به سرخ گفته اند.

او ريش را مي تراشيد و سبيل را نگاه مي داشت. برخي گفتند به دليل داشتن نژادي غربي از سوي مادر، چشماني آبي داشت.

شاه اسماعيل با درايت وشجاعتي كه داشت، توانست ايران را از دست حكمراني تركان كه از قرن سوم بر ايران مسلط شده بودند، رها كند و با تشكيل حكومتي شيعي و ملي دست تركان عثماني و ازبكان را از ايران كوتاه سازد.

شاه اسماعيل پادشاهي قدرتمندي را در اين سرزمين بنيان گذاشت كه توانست هنر و ذوق و هوش و سياست ايراني را بار ديگر به رخ جهانيان بكشد و اعتبار از دست يافته را بازيابد.