تماس با ما   |  پیوندها   |  درباره ما   |  RSS   |  جستجوی پیشرفته  
  صفحه اول     ارسال خبر به اندیشه ها     خبرنامه پیامکی  
جمعه، 3 خرداد 1398 - 23:34   
 
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها
 
   جنبش و‌بیداری عضویت در احزاب  
  آشنایی با حزب موتلفه اسلامی و عضویت در حزب
  معرفی سازمان عدالت و آزادی و فرم عضویت در سازمان
  فیلم آشنایی با سازمان عدالت و آزادی
 
   آخرین مطالب  
  دستگاه قضایی فرانسه به دنبال مالک پاریسن ژرمن
  نصیرزاده قانون 50-50 را تایید کرد!
  ترزامی رسما خبر برکناری‌اش را اعلام کرد
  عباس عبدی: جوان‌گرایی مدنظر رهبری به شیوه احمدی‌نژاد انجام نشود
  سود روسیه از تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ونزوئلا چیست؟
  از «دوئل» تا «خاک سرخ»؛ خرمشهر از نگاه سینماگران
  دلالان چگونه ارزهای دولتی را بلعیدند؟
  «متری شیش‌ونیم» از پس «سامورایی در برلین» برنیامد
  راویان شبانه تهران/ چه خبر از شب‌هایی که پایتخت تا سحر بیدار است؟
  الله‌کرم: تاکیدرهبری بر جوان‌گرایی معطوف به همه مسئولان است نه دولت
  معیار شورای نگهبان، سلایق افراد نیست
  ملاک های جدید شورای نگهبان برای تائید صلاحیت چیست؟
  افزایش تنش در کاخ سفید/ پمپئو و بولتون رو در روی هم قرار گرفتند
  دلار در صرافی‌ها چقدر قیمت خورد؟/یورو ۱۵.۹۵۰ تومان شد
  «تگزاس» برگ برنده اکران ماه رمضان سینمای ایران
  برندگان اصلی جنگ تجاری آمریکا و چین چه کسانی هستند؟
  «نظام پارلمانی» منهای نظام حزبی؛ ایده‌ای خطرناک علیه «مردمی بودن» جمهوری اسلامی
  خداحافظی ساکنان گیشا با پل ۴۵ ساله، مدیریت شهری ریسک می‌کند؟
  مقایسه اختیارات و مسئولیت های رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور افغانستان
رهبر معظم انقلاب:
  ساختار قانون اساسی مشکلی ندارد؛ البته امکان کم و زیاد کردن آن وجود دارد

ادامه آخرین مطالب
- اندازه متن: + -  کد خبر: 91263صفحه نخست » جنبش و‌بیداری عضویت در احزاب جمعه، 30 فروردین 1398 - 11:02
نقش احزاب و تشکل های سیاسی در رفتار سیاسی مطلوب
  
سایت خبری تحلیلی اندیشه ها:
نقش احزاب و تشکل های سیاسی در رفتار سیاسی مطلوب
در این مقاله به معرفی های توصیفی و توصیه ای متعارف از حزب،نزد نـظریه پردازان سـیاسی اشـاره شده است و تلاش گردیده تا وجوه مشترک این تعاریف با آنچه که در چارچوب عقیدتی و اخلاقی سـیاسی اسلام قابل ردیابی است، تطبیق داده شود و در یک بررسی تطبیقی،معنا،جایگاه و کار ویژه های احزاب و تـشکل های سیاسی در جامعه اسلامی مـشخص شود. در ادامـه،براساس اشاره مجملی که به برخی خواص اعتقادی و اخلاقی جامعه اسلامی شده است،به بررسی نقش احزاب و تشکل های سیاسی در چنین جامعه ای و ذکر بایدها و نبایدها و الزامات احزاب سیاسی در این خصوص پرداخته می شود.در خصوص رفتارهای سیاسی مـطلوب و نقش احزاب در توسعه و تثبیت آنها نیز به سه مبحث مهم اشاره می شود:1- مشارکت سیاسی؛ 2-جامعه پذیری سیاسی؛ 3-همبستگی و یکپارچگی ملی در مبحث اول بر این نکته که مشارکت سیاسی ؛اساسی ترین مبنای رفتار سیاسی مطلوب در جامعه دینی است،تأکید شده است.بطوری که در صورت خدشه دار شدن این اصـل،دیگر نـوبت به سایر رفتارهای سیاسی مطلوب نمی رسد و دیگر آداب سیاسی نیز منوط به تحقق این اصل است و یکی از مهم ترین ابزارهای توسعه این نوع مشارکت،احزاب و تشکل های سیاسی هستند. نویسنده معتقد است که الگوی رفتاری مطلوب در حوزه مـبحث مـشارکت سیاسی،واجد ویژگی های ذیل است: 1- نگاه به عمل سیاسی و اجتماعی به مثابه یک تکلیف دینی 2- انجام عمل سیاسی و اجتماعی به مثابه عبادت؛ 3- حق محوری و پرهیز از تعصب در تشخیص مصداق کنش سیاسی و اجتماعی صحیح؛ 4- تلاش در توسعه اثربخشی سیاسی. در این بخش همچنین بـه بـی اعتنایی سیاسی ،که از عارضه های مهم یک جامعه سیاسی محسوب می گردد،اشاره شده و یکی از کارکردهای مهم احزاب را مبارزه با پیدایش و شکل گیری چنین عارضه ای معرفی کرده است. در بخش دیگری از مقاله به بحث جامعه پذیری سیاسی و کارکرد احـزاب در ایـن حـوزه پرداخته است و بر این اسـاس جـامعه پذیری را رونـدی آموزشی دانسته،که به انتقال هنجارها و رفتار پذیرفتنی نظام سیاسی مستقری،از نسلی به نسل دیگر کمک می کند.بنابراین هدف جامعه پذیری سیاسی تربیت یا پرورش افراد بـه صـورتی اسـت که اعضای کارآمد جامعه سیاسی باشند؛ بنابراین یکی از مـهم ترین عـوامل جامعه پذیری سیاسی احزاب با تبلیغات سیاسی،مبارزه و فعالیت انتخاباتی،ارائه نظریه های سیاسی به صورت شفاهی یا کتبی بوده و نقش عامل مستقیم جامعه پذیری سـیاسی را نـیز بـازی می کنند.
 
تاریخ انتشار : 1395/5/31
 
بازدید : 678
منبع : مجله «اندیشه انقلاب اسلامی» بهار و تابستان 1384 - شماره 13 و 14
نویسنده : رها،مجید
کلیدواژه : سیاست و حکومت، مشارکت سیاسی، احزاب و گروه های سیاسی، جامعه پذیری سیاسی،فرهنگ سیاسی،همبستگی ملی، مدیریت منازعه.

مقدمه

حزب عبارت است از سازمانی سیاسی که از هـمفکران و طرفداران هم آرمان تشکیل شده است و با داشتن تشکیلات منظم،برنامه های سیاسی کوتاه مدت و درازمدت؛برای نیل به آرمانش از دیگر اشکال سازمانی نـظیر جـبهه و گـروه سیاسی مشخص می شود و اغلب برای بدست گرفتن قدرت دولتی و یا شـرکت در آن مـبارزه می کند. همچنین می توان گفت که حزب عبارت است از گروهی از مردم که آرمان های مشترک و منافع خاصشان،آنها را از گروه بزرگ تر که جـامعه مـلی اسـت،متمایز می سازد و با داشتن تشکیلات منظم و یاری مردم تلاش می کنند تا قدرت دولتی را بـه دست گـیرند و یـا اینکه در قدرت دولتی شریک گردند و برنامه و آرمانهایشان را بدین وسیله عملی سازند و در این راه بویژه از وسایل قـانونی یـاری مـی گیرند.معمولا هر تعریف از حزب باید چهار رکن را در برگیرد:

1-حزب باید دارای سازمان های مرکزی و رهبری کننده و پایدار و ماندنی باشد.به بیان دیگر تـشکیلات حـزب نباید با فقدان رهبران و بنیان گزاران آن از هم بپاشد؛

2-حزب باید دارای سازمان های محلی پایدار باشد که بـا سـازمان های مـرکزی حزب ارتباط دائمی داشته باشند؛

3.رهبران مرکزی و محلی حزب باید مصصم باشند که قدرت سیاسی را در کشور خواه بـه تـنهایی و خواه به کمک احزاب دیگر بدست گیرند و آن را رهبری و اداره کنند و نباید تنها به اعـمال نـفوذ بـر روی قدرت سیاسی حاکم اکتفا کنند؛

4-حزب باید از پشتیبانی مردم برخوردار باشد.[1]

آنچه گفته شد تعریف متداول از احزاب سیاسی اسـت.برخی از نـظریه پردازان سیاسی همچون«مدیسن»از احزاب سیاسی برداشتی توطئه آمیز داشته و همیشه برای آنها نقش مخالف و در جامعه قـائل هستند.

از نـظر مـدیسن حزب گروهی از جامعه است که چه در مقام اکثریت باشند و چه در مقام اقلیت براساس منافع و یـا اهـداف مـشترک خود که با منافع و اهداف سایر افراد و هدف های دائمی و کلی جامعه در تضاد است،با یکدیگر طرح اتحاد ریخته اند.[2]

بخشی از آنچه در معرفی حزب گفته شده،توصیفی و بـخشی از آنـ،توصیه ای است. به عبارت دیگر،در بخشی از بیانانی که نظریه پردازان سیاسی در خصوص حزب گفته اند،احزاب را چنانکه هـستند مـعرفی کرده اند و بخشی دیگر،احزاب را آنچنان که باید باشند معرفی می کنند.

روش مـا در مـعرفی حـزب از نوع توصیه ای است؛یعنی حزب را آنچنانکه باید بـاشد مورد بـحث قرار می دهیم.بایدهایی را که مطرح می کنیم،بایدهایی عقیدتی و اخلاقی است که از آموزه ها و تعالیم الهی دین مـبین اسـلام ناشی می گردد.

در بیشتر تعاریفی که ارائهـ گـردیده؛طبق گفتمان تـفکر لیـبرال،قدرت طلبی بـدون هیچ قید و شرط اخلاقی درونی از لوازم مهم حـزب شـمرده می شود،اما در گفتمان اندیشه اسلامی تلاش برای کسب قدرت فقط در یک چارچوب اخلاقی مـحدود مـجاز است. رعایت چارچوب اسلامی مذکور چنان دشوار اسـت که دینداران خالص آن را یـک امتحان دشـوار الهی می دانند و سربلندی و پیروزی در ایـن امـتحان الهی را مشروط به تزکیه نفسی فوق العاده می دانند. اگرچه شاید امروزه چنین سخنانی برای عده ای عـجیب بـنماید؛اما این سخنان از بدیهیات و مسلمات اخـلاقی و عـقیدتی اسـلامی است.

امروزه تعاریف کلاسیک احـزاب و تـشکل های سیاسی،عمدتا در چارچوب دموکراسی با قـرائت لیـبرال شکل گرفته اند؛اما اسلام ولایی این قابلیت را دارد که تعاریفی به لحاظ اعتقادی،تعاریفی مبتنی بر بنیادهای الهـی و بـه لحاظ اخلاقی،تعاریفی متعالی ارائه نماید. کار ویژه های جا افتاده احـزاب در نـظام های سیاسی،معمولا،کم و بـیش،یکسان اسـت و آن تـفاوت جدی و مهمی که بـین نظام دینی و نظام سکولار وجود دارد به شکل و صورت مربوط نمی شود؛بلکه تفاوتی که در این مقام از آنـ سـخن می گوییم،تفاوت در معنا و محتوا و کیفیت نگاه بـه ایـن کـار ویـژه ها و نـحوه اجرای آنها و اهـداف مـدنظر مجریان است. لذا ما کار ویژه های مشترک احزاب را که بر شکل دهی مطلوب به رفتار سیاسی [3]در سطح جـامعه کـمک مـی کند،مورد بررسی قرار می دهیم و با مبنا قرار دادن ارزشـ های والای اخـلاقی و عـقاید حـقه اسـلامی بـه نحوی توصیه ای(در مقام باید)الزام هایی را برای مطلوبیت اجرای این کار ویژه ها متذکر می شویم.اما پیش از هر چیز باید اشاره ای مجمل به نگاه عقیدتی و اخلاقی خاص اسلام به مبانی رفتار اجتماعی و سـیاسی داشته باشیم.

مبانی عقیدتی و اخلاقی رفتار اجتماعی و سیاسی در اسلام

آداب و رفتار اجتماعی؛که رفتار سیاسی مطلوب در آن مندرج است،در اسلام کاملا شکلی تعریف شده و معین دارد و به هیچ وجه همچون نظام های لیبرال دلبخواهی نیست.احکام اخلاقی اسلام اغلب آثار و پیـامدهای مـفید و سازنده سیاسی و اجتماعی دارند.امام راحل(ره)در این خصوص می فرمایند: «احکام اخلاقی اسلام هم سیاسی است.همین حکمی که در قرآن هست که مومنین برادر هستند،این حکم اخلاقی است،یک حکم اجتماعی است،یک حکم سیاسی است. اگر مومنین،طوایف مـختلفه ای کـه در اسلام هستند و همه هم مومن به خدا وپیغمبر اسلام هستند،اینها باهم برادر باشند،همانطوری که برادر با برادر نظر محبت دارد، همه قشرها باهم نظر مـحبت داشـته باشند،این علاوه بر آنکه یـک اخـلاق بزرگ اسلامی است و نتایج بزرگ اخلاقی دارد،یک حکم بزرگ اجتماعی نیز محسوب شده نتایج بزرگ اجتماعی دارد.»[4]

حق گویی و حق طلبی،بدون قید منفعت شخصی،پرهیز از غیبت و عیب جویی بدون هیچ قید و شرط مـربوط بـه مصالحی که برخاسته از نـفس امـاره است،مراقبت از آبروی دیگران همچون آبروی خود؛از جمله مهم ترین آداب اخلاقی هستند که می توانند ضامن سلامت فضای سیاسی جامعه و تعالی محوری آن باشند.

در یک نظام سیاسی مبتنی و ملهم از تعالیم دینی،وضعیت و شرایط،بایدها و نبایدها،محتوا و کیفیت کار ویژه ها و وظـایف و بـنیادهای شکل دهنده یک حزب یا تشکل سیاسی،بسیار متفاوت از احزاب و تشکل های سیاسی در نظام های سیاسی سکولار است. در میان جنبه های مذکور در خصوص احزاب و تشکل های گروهی،مبنای شکل گیری تشکل های سیاسی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

تفاوت حزب و تشکل سیاسی در نـظام های سـکولار با آنـچه در چارچوب تعالیم سیاسی اسلام وجود دارد،تفاوتی مبنایی دارد،از میان مبانی تشکیل احزاب،پایه عمده سازمان احزاب سیاسی غرب در حال حاضر اقـتصادی است.

کارشناسان علوم سیاسی،از جمله«آرتور هالکامبل» [5]اصل منافع اقتصادی را پایه واقعی احزاب سیاسی می دانند و مـعتقدند کـه پایـداری احزاب براساس نیازهای موقت و گذرا غیر ممکن است و یک تشکل سیاسی پایا باید مبتنی بر منافع جـمعی و از هـمه مهم تر،بر پایه منافع دائمی اقتصادی باشد.

اگرچه نظریه پردازان سیاسی؛از عوامل محیطی،طبیعت انسان و حس نژادی به عنوان مبنای شـکل گیری احـزاب سـیاسی نام برده اند،اما کمتر کسی این عوامل را همپایه عامل منافع اقتصادی،واقعی تلقی می کند.

حتی برخی از نظریه پردازان سیاسی،زمینه دینی و مـذهبی را در دموکراسی های نوباوه یا در حال اضمحلال،به عنوان پایه شکل گیری احزاب و تشکل های سیاسی دانند، اما همین کـارشناسان تأکید دارند که در کـشورهای غـربی احزاب سیاسی بر پایه دینی و مذهبی تشکیل نشده است و حتی برای چنین احزابی در صورت شکل گیری کارکرد منفی نیز قائل هستند و معتقدند که این گونه احزاب ریشه دموکراسی را می خشکانند و وحدت ملی را نابود می کنند.

انقلاب اسلامی ایـران،به عنوان یک انقلاب مبتنی بر تعالیم دینی و ارزش های الهی با پیام آور شکل گیری نظامی سیاسی،و کاملا بر پایه ی آموزه های قدسی است و بخشی از طرح نهادینه کردن تعالیم سیاسی دین در سطح فرد و جامعه را منوط بـه تـعریفی دینی از حزب و تشکل سیاسی می داند که،ضمن دربرگرفتن سلایق مختلف دینداری و رعایت عنصر تنوع؛بر پایه ارزش های متعالی الهی شکل گرفته باشد.

به یقین در گفتمان دینی نمی توان مبنای شکل گیری احزاب را محصور در منافع مادی دانست.تشکیل حزب در گـفتمان قـدسی دین رهیافتی تعالی محور دارد.

آنچه می تواند مبنایی درست برای تشکیل احزاب سیاسی باشد،عدالت خواهی و حق طلبی می باشد و همین مبنا،هویت استعلابی احزاب و تشکل های سیاسی دینی را تضمین می کند و رفتار مطلوب اجتماعی و سیاسی را شکل می دهد. «جامعه ای مـی تواند قـیام به حق داشته باشد که زیربنای آن،اعتقاد عمیق به معارف الهی باشد،نه اقتصاد یا دیگر شئون مادی؛زیرا در این صورت،هدف قیام مردم، ارضای هوای نفس یا رفاه مادی خواهد بود؛نه برقراری قـسط و عـدل و قـانون الهی... مسائل مادی،نه تنها آرامش و انـسجام نـمی آورند؛بلکه دیـر یا زود،مایه تشتت و پراکندگی و نابرابری خواهند بود.از این رهگذر،قرآن کریم،پیوند و انسجام دل ها را در اختیار خداوند دل آفرین دانسته،درباره اتحاد و الفت مؤمنین خطاب بـه پیـامبر اکـرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:«و الف بین قلوبهم لو انفقت ما فـی الارض جـمیعا ما الفت بین قلوبهم و لکن الله الف بینهم انه عزیز حکیم»[6]؛یعنی پروردگار متعال،میان دل های آنان انس و الفت برقرار کرد؛تو اگر تمام ذخایر زمـین را هـزینه مـی کردی تا میان دل های آنان انس و الفت ایجاد کنی،نمی توانستی؛و لیکن خداوند مـیان آنان الفت برقرار نمود؛تحقیقا خدای متعال،عزیز و حکیم است.منافع مادی و ذخائر و هرچه با دست با برکت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)تقسیم کـرد،هرچند تـوسط تـقوای مجسم و عدل عادلانه توزیع شود،باز هم زمینه شقاق فراهم است و الفت مـعهود در آیـه حاصل نمی شود.»[7]

براساس تفکر و اندیشه لیبرال،خوبی و بدی انسان و رفتار او هیچ نقشی در آینده اش ندارد و لذا زندگی دنیایی به لحاظ عقائد،اخلاق و اعـمال فـردی،نیازمند قـانون نیست و از جهات یاد شده،بی قید و رهاست؛مگر آنکه طبیعت و زندگی طبیعی به ناچار او را محدود سـازد.او آزاد اسـت تـا در حیطه مسائل شخصی،به دلخواه رفتار کند و در استفاده از منابع و مواهب طبیعی،هرگونه که می خواهد بهره مند بـاشد،اما از آنـجا کـه بی قیدی و رهایی همه افراد در آنچه می خواهند امکان پذیر نیست،ناچارند که در زندگی گروهی خود،قانونی داشته باشند تا بـه آزادیـ های بی حد و حصر آنان قیدی بزند و کیفیت برخورداری بدون مزاحمت هریک از آنان از طبیعت را مـشخص نـماید،قانون جزایی هم باید باشد که متخلفان و مـتجاوزان را تـنبیه و مجازات کند تا توازن طبیعی اجتماع از هم نپاشد. «جامعه الهی»بر«جهان بینی الهی»استوار است که می گوید:جهان و انسان را خـدا آفریده و انـسان هـرگز با مرگ از بین نمی رود و چگونگی حیات و زندگی جاوید او در آینده،بستگی تام به چگونگی رفتار و اخلاق و عـقاید او،هـم در حوزه فردی و هم در حوزه اجتماعی در این دنیا دارد.

براساس تعالیم اسلامی یک انسان،اگر تـنها نـیز زنـدگی کند،نیازمند قانونی برای نحوه زندگی و تامین سعادت اخروی است.در نظام الحادی،قانون پس از شکل گیری جامعه،به ناچار وضع می شود؛اما در نـظام الهـی،قانون،مقدم بـر جامعه است؛زیرا از ناحیه خدای سبحان و برای تامین سعادت جامعه نازل شده اسـت و بـر همین اساس، خداوند،اولین انسان؛یعنی حضرت آدم(ع)را فردی با قانون و دارای نبوت آفرید،تا هیچگاه هیچ بشری بدون قانون سعادت بـخش نباشد.

در روایـتی از امام صادق(ع)که در کتاب«علل الشرایع و بحار الانوار»نقل شده، آمده است که اگر بیش از دو نـفر در جـهان نباشد،بدون شک یکی از آن دو،امام و حجت خداوند خواهد بـود و آخـر کـسی که در جهان می میرد،شخص امام است؛زیرا اگر امـامی در روی زمـین نباشد،می توان بر خداوند احتجاج کرد که چرا مرا بدون حجت خود وانهادی.[8] اسلام دینی است کـه تـاکیدی ویژه بر رعایت اصول و ارزشـ های والای اخـلاقی در تمامی شـئونات حـیات آدمـی؛اعم از فردی و جمعی دارد.پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده اند:انی بـعثت لاتـم مکارم الاخلاق.[9]

خداوند متعال در قرآن کریم درباره پیامبر گرامی اسلام(ص)فرموده: انک لعلی خلق عظیم[10]؛یعنی؛تو-ای پیامبر-سجایای اخلاقی عـظیمی داری. مطابق بـا تفسیر المیزان این آیه شریفه هـرچند فی نفسه و به خودی خـود حـسن خلق رسول خدا(ص)را می ستاید،و آن را بزرگ مـی شمارد؛لیکن بـا در نظر گرفتن سیاق،به خصوص اخـلاق پسـندیده اجتماعی ایشان نظر دارد[11]،صفات پسـندیده ای چـون؛استواری بر حـق،صبر در مقابل آزار مردم و خـطاکاری های اراذل و عـفو و اغماض از آنان، سخاوت،مدارا،تواضع و امثال این ها.

و در تـفسیر نـمونه آمده است: «اخلاقی که عقل در آن حیران است؛لطف و محبتی بی نظیر،صفا و صمیمیتی بی مانند،صبر و استقامت و تحمل و حوصله ای توصیف ناپذیر.» اگر مردم را بـه بـندگی خدا دعوت می کنی،تو خود بیش از هـمه عـبادت می نمائی،و اگـر از کـار بـد باز می داری تو قـبل از همه خودداری می کنی.آزارت می کنند و تو اندرز می دهی،ناسزایت می گویند و برای آنها دعا می کنی،بر بدنت سنگ می زنند و خـاکستر داغ بـر سرت می ریزند و تو برای هدایت آنـها دسـت بـه درگـاه خـدا برمی داری.آری تو کانون مـحبت و عـواطف و سرچشمه رحمتی.

خلق از ماده،خلقت به معنی صفاتی است که از انسان جدا نمیشود و همچون خلقت و آفرینش انسان می گردد.بعضی از مـفسران خـلق عـظیم پیامبر(ص)را به صبر در راه حق،و گستردگی بذل و بـخشش،و تـدبیر امـور،و رفـق و مـدارا،و تـحمل سختی ها در مسیر دعوت به سوی خدا،و عفو و گذشت،و جهاد در راه پروردگار،و ترک حسد و حرص تفسیر کرده اند،ولی گرچه همه این صفات در پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) بود،ولی خلق عظیم او منحصر بـه اینها نبود.»[12] اینک براساس اشاره مجملی که به برخی خواص اعتقادی و اخلاقی جامعه اسلامی نمودیم،به بررسی نقش احزاب و تشکل های سیاسی در چنین جامعه ای و ذکر بایدها و نبایدها و الزامات احزاب سیاسی در این خصوص می پردازیم.

مشارکت سیاسی و نقش احـزاب در تـثبیت الگوی مشارکت مطلوب

مشارکت سیاسی [13]اساسی ترین مبنای رفتار سیاسی مطلوب در جامعه دینی است، بطوری که در صـورت خـدشه دار شدن این اصل،دیگر نوبت به سایر رفتارهای سیاسی مطلوب نمی رسد و آداب دیگر سیاسی منوط به تحقق این اصل است و یکی از مهم ترین بسترهای توسعه مشارکت سیاسی،احزاب و تـشکل های سـیاسی هستند.

مشارکت سیاسی مردم در روندهای سیاسی و تـأثیر در هـیأتهای تصمیم گیری از شاخصه های مثبت توسعه سیاسی است؛چنانکه پراکندگی احزاب سیاسی از شاخص های منفی توسعه بشمار می رود،و بدیهی است که میان این دو شاخصه ارتباطی عیمق وجود دارد.حال مـشارکت سـیاسی یعنی چه؟

مشارکت سیاسی عبارت از فـعالیت های داوطـلبانه ای است که اعضای یک جامعه برای شکل دهی سیاست های عمومی انجام می دهند. نویسندگان فرهنگ جامعه شناسی،مشارکت سیاسی را شرکت در فراگردهای سیاسی که به گزینش رهبران سیاسی می انجامد و سیاست عمومی را تعیین می کند و یا بر آن اثر می گذارد،تعریف کرده اند.[14]

صریح ترین و روشن ترین معنی مـشارکت سـیاسی،فعالیت شهروندان عادی به منظور تأثیرگذاری بر تصمیم گیری حکومت است.مشارکت سیاسی با فعالیت یا رفتار آشکار و قابل مشاهده،ارتباط تنگاتنگ دارد.

آنچه گفته شد در ادبیات سیاسی عمومی رایج است.اما آنچه در ادبیات سیاسی دینی در خصوص موضوع مشارکت سـیاسی،قابل تـوجه می نماید ایـن است که این مشارکت در چارچوب تکالیف و وظایف دینی مطرح می شود. کاملا واضح است که در اندیشه لیبرال،مشارکت سیاسی به عنوان یـک حق برای شهروندان مطرح می شود.اما در اندیشه دینی مشارکت اصالتا یک وظیفه و تـکلیف دیـنی است و حـق بودن آن از آنجا ناشی می شود که مهم ترین حق هر عضو از جامعه دینی این است که بتواند آزادانه و بـدون هـیچ مانع و رادعی به تکالیف و وظایف دینی،مانند تکلیف مشارکت سیاسی خویش عمل کند.

به وضوح دیده مـی شود کـه نـگاه اسلام به این موضوع بسیار متعالی است و در بر گیرنده تمام محاسن نگاه حق محور به مـقوله مشارکت را دارد و علاوه بر آن،مزایای ویژه ای ناشی از اندراج این حـق محوری در یک نظام ایـدئولوژیک را واجـد است.

لیبرالیسم،ایدئولوژی ستیز است و لذا هیچ چیزی را به عنوان تکلیف و وظیفه فردی برای پیروان خود ترسیم نمی کند؛اما در اسلام همه اعمال برمبنای تکلیف آرایش یابند. در بسیاری از کشورها نه تنها شرکت توده های مردم در سیاست مورد تشویق قـرار نمی گیرد؛بلکه به آنها اجازه مداخله در سیاست هم داده نمی شود.

اکراه برگزیدگان حاکم از شرکت دادن مردم در قدرت،دو علت اساسی دارد:

اول آنکه حکومت،قدرت محدود کردن دخالت در سیاست را دارد.تا وقتی که بی سوادی،بیخبری عمومی،ضعف و عدم تشکل و ناآگاهی توده ها و ناتوانی آنها در درکـ مـسائل سیاسی وجود داشته باشد،برای حکومت کار نسبتا آسانی است که دخالت در سیاست را محدود سازد.دوم آنکه؛برگزیدگان حاکم اغلب می ترسند که مبادا ارزش ها،منافع و علایق آنها از میان برود.بطور کلی،رژیم های مستبد به شیوه های مختلف مـی کوشند تـا مردم را از دخالت کردن در سیاست بازدارند.[15]

به برکت انقلاب اسلامی،امروز نظام جمهوری اسلامی نه تنها حق مشارکت را برای مردم محفوظ می دارد؛بلکه چنانکه گفته شد مشارکت سیاسی مردم را تکلیف و وظیفه ای خطیر می انگارد و همواره آحـاد مـلت را در این خصوص مورد تشویق و ترغیب قرار می دهد.

بهترین نوع مشارکت سیاسی،مشارکت سازمان یافته است و یکی از بهترین راهکارهای مشارکت سیاسی سازمان یافته،حضور فعال و کارکرد درست احزاب و تشکل های سیاسی است.

مشارکت،سطوح مختلفی را شامل می شود که عبارتند از:

1-مشارکت کنندگان غـیر فعال؛

2-مشارکت کنندگان محدود؛

3-رای دهندگان حرفه ای؛

4-فعالین در امـور عمومی؛

5-فعالین در مـبارزات انتخاباتی؛

6-مشارکت جویان کامل.1

نظریه پردازان سیاسی مـعتقدند کـه مـشارکت سیاسی مهم ترین موضوعی است که احزاب به حل آن کمک می کنند و پژوهش های انجام شده در باب تاثیر مستقل احزاب بر محیط خود نیز اغلب در مـطالعات مـربوط بـه مشارکت سیاسی متجلی شده است.البته این امر،بیشتر بدان خـاطر اسـت که اصولا حرکت و تقاضا برای مشارکت سیاسی، مشخص ترین ویژگی توسعه سیاسی است.[16]

کارکرد مشارکتی احزاب را می توان به یک تعبیر به دو بخش اصـلی تـقسیم کـرد: بخش اول به نخبه ها باز می گردد و عبارت است از فراهم آوری امکان تحرک سـیاسی برای افرادی که به دنبال فعالیت سیاسی کامل می گردند،بخش دوم که خود نیز دو جنبه دارد:اول ساختن افکار عمومی و کسب رهبری آن و دوم انـعکاس آن بـه حـکومت و منشا اثر گرداندن آن در اداره کشور.[17]

احزاب سیاسی در جامعه اسلامی علاوه بر اینکه به طور متداول بـاید کـارکردهای عمومی یک حزب در ایجاد و توسعه مشارکت سیاسی را داشته باشند،باید کیفیت خاص را نیز در اجرای این کار ویژه شامل شـوند کـه عـبارت است از؛اصالت دادن به صحت و کمال کلی روند سیاسی در جامعه نه موفقیت محدود خـود حزب.

در صـورت وجـود چنین کیفیتی در نحوه اجرای کار ویژه توسعه مشارکت سیاسی است که احزاب مختلف علیرغم سـلایق گـوناگون در یـک امر متحد و مشترک می شوند از اهمیت خاصی برخوردار است.صرفنظر از اینکه چه حزبی موفقیت یا عـدم مـوفقیت در فلان فرایند سیاسی،مثلا انتخابات،داشته باشد؛نفس توسعه مشارکت سیاسی و تعالی سطح سیاسی جامعه از اهمیت خـاصی بـرخوردار است.

در چـنین فرضی است که اختلاف سلیقه احزاب نه تنها موجب تشتت نمی شود بلکه باعث تعالی سـیاسی جـامعه می شود.احزاب و تشکل های سیاسی با اطلاع رسانی و آموزش درست و گسترده الگوی صحیح مشارکت سیاسی در جـامعه اسـلامی نـیز توانند به توسعه و تعالی سیاسی در سطوح فردی و اجـتماعی مـدد رسانند.الگوی مزبور دارای ویژگی های ذیل است:

1-نگاه به عمل سیاسی و اجتماعی به مثابه یک تـکلیف دینی؛

2-انجام عـمل سـیاسی و اجتماعی به مثابه عبادت؛

3-حق محوری و پرهیز از تعصب در تشخیص مصداق کنش سیاسی و اجتماعی صحیح؛

4-تلاش در توسعه اثربخشی سیاسی(یعنی هر مـشارکت جـوی سـیاسی باید دغدغه اثربخشی نیز داشته باشد.

اغلب یکی از عارضه هایی که ناشی از تلقی غلط از بند اول از الگـوی صـحیح مشارکت سیاسی در جامعه اسلامی محسوب می شود،عبارت است از اینکه تکلیف محوری مانع دغدغه اثربخشی می شود،در صورتی که هر دو مـورد مـهم است و همین دغدغه اثر بخشی داشتن هم خود یک تکلیف است.

یک عامل سیاسی نـباید بـه بهانه اینکه به تکلیف خود عمل مـی کند و ضـامن نـتیجه نیست،به دغدغه اثربخشی بی اعتنا باشد.این رویه و برداشت نـادرست اغـلب یا ناشی از جهل به این موضوع است که خود دغدغه اثربخشی داشتن و تـلاش بـرای انجام عمل سیاسی است؛به نحوی کـه آثـار و نتایج،هرچه مـطلوب تری داشـته بـاشد،یک تکلیف است،و یا ناشی از تنبلی و کاهلی در انـجام اعـمال سیاسی و اجتماعی است.

در بسیاری از موارد،اگر فاعل سیاسی از یک عمل سیاسی نتیجه مطلوبی نـگرفته است بـه نداشتن تدبیر و دغدغه اثربخشی مربوط مـی شود؛یعنی در حقیقت فاعل سیاسی مزبور بـه تـکلیف سیاسی خود به طور کامل عـمل نـکرده است. هر حزب و تشکل سیاسی باید اطلاع رسانی و آموزش گسترده الگوی مذکور را سر لوحه فعالیت های خویش قـرار دهد.

بی اعتنایی سـیاسی یا بی عملی سیاسی [18]از عارضه های مـهمی اسـت کـه ممکن است یک جـامعه سـیاسی بدان مبتلا شود و از کـارکردهای مـهم احزاب نیز،مبارزه با پیدایش و شکل گیری چنین عارضه ای است. بی اعتنایی یا بی عملی سیاسی عبارت است از کمبود عـلاقه بـه سیاست یا احساس عدم تعهد سیاسی و عـدم درک مـسائل که اسـاسا ریـشه اجـتماعی دارد و ترس از ایجاد درگیری بزرگ ترین دلیـل ایجاد آن محسوب می شود. بی اعتنایی یا بی تفاوتی سیاسی دارای اشکال مختلفی است.بی علاقگی به سیاست اغلب به این دلیل است کـه تـصور می شود سیاست فقط مربوط به گـروه های کـوچک و بـرگزیده مـردم اسـت و اکثریت مردم نـمی توانند در آنـ نقشی داشته باشند،و این همان چیزی است که احزاب و تشکل های سیاسی می توانند در صورت انجام صحیح کار ویژه های خـود مـانع آن شوند.

نقش احـزاب در جامعه پذیری و اصلاح هنجارهای سیاسی

جامعه پذیری سیاسی [19]از مفاهیم نو در عـلم سـیاست اسـت.در تـعریف؛جامعه پذیری سیاسی عـبارت اسـت از«یادگیری تدریجی هنجارها،ایستارها و رفتار قابل قبول برای یک نظام سیاسی»[20]

اگر این تعریف را بپذیریم،مفهوم مزبور،در جامعه اسلامی که منادی هنجارها، ایستارها و رفتار مطلوب خاصی است،اهمیت و کارکرد موثری دارد. جامعه پذیری سیاسی روندی آموزشی اسـت که به انتقال هنجارها و رفتار پذیرفتنی نظام سیاسی مستقری،از نسلی به نسل دیگر کمک می کند.بنابراین هدف جامعه پذیری سیاسی،تربیت یا پرورش افراد به صورتی است که اعضای کارآمد جامعه سیاسی باشند.

در واقع،جامعه پذیری سیاسی،همه شکل های آمـوزش سـیاسی،رسمی یا غیر رسمی،دلخواه یا بدون برنامه را دربرمی گیرد و روندی است که در آن مردم نه از راه مشارکت سیاسی فعال بلکه در دوره قبل از پرداختن به یک فعالیت سیاسی آشکار، ارزش های سیاسی را کسب می کنند. جامعه پذیری سیاسی آموزشی است که بـدان وسـیله از یک سو؛فرد ایستارها و سمت گیری های نسبت به پدیده سیاسی را کسب می کند و از سوی دیگر جامعه هنجارهای سیای و باورها را از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهد.

در خصوص عوامل عـمده ی جـامعه پذیری سیاسی می توان از عوامل متعددی همچون نـظام خـانواده،نظام آموزش و پرورش،نظام آموزش عالی،رسانه ها و محیط کار نام برد.اما ارتباط مستقیم رسمی یا غیر رسمی با نخبگان نظام سیاسی نیروی پر توانی به وجود می آورد که یـکی از مـهمترین عوامل جامعه پذیری سیاسی را شـکل می دهد.احزاب سـیاسی با تبلیغات سیاسی،مبارزه و فعالیت انتخاباتی،ارائه نظریه های سیاسی به صورت شفاهی یا کتبی نقش عامل مستقیم جامعه پذیری سیاسی را بازی می کنند.[21]

احزاب،ابزاری برای جامعه پذیری سیاسی و آموزش سیاسی،در جهت شکل دادن و اصلاح هنجارها،آدابی و عادات جامعه نسبت بـه نـهادهای مختلف قدرت و دولت محسوب می شوند.

احزاب و تشکل های سیاسی،این کارکرد خود را با توصیف و تحلیل ساده و قابل فهم مسائل،مشکلات و برنامه های سیاسی در اختیار عموم مردم قرار می دهند. اولویت بندی این مسائل و برنامه ها و اطلاع رسانی دقیق و به موقع و شکل دادن و هدایت افکار عـمومی نـقش مهمی را ایـفا می کنند؛بویژه در مراحل اولیه توسعه سیاسی،احزاب باید بیش از سایر نهادها دغدغه جامعه پذیری سیاسی داشته باشند.امروزه در نظام های سیاسی مدرن،احزاب،برنامه ها تـعلیمات سیاسی را سازمان می دهند، تاریخ ملی را آموزش داده و برنامه توسعه اقتصادی و اهداف کلان و بـین المـللی حـکومت را تشریح می کنند.[22]

فرهنگ سیاسی [23]و جامعه پذیری سیاسی رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند.فرهنگ سیاسی عبارت است از مجموعه هنجارها،باورها،آرمان ها و احساسات سیاسی و سطح دانـش و ادراک طـبقات گوناگون،اقشار اجتماعی و افراد از قدرت و سیاست.[24]

فرهنگ های مختلف سیاسی را می توان به صورت ذیل دسته بندی نمود:

1-فرهنگ سیاسی محدود؛

2-فرهنگ سیاسی تبعه؛

3-فرهنگ سیاسی مشارکت؛

4-فرهنگ سیاسی مختلط؛

5-فرهنگ سیاسی مدنی؛

6-فرهنگ سیاسی غیر دینی؛

7-فرهنگ سیاسی ایدئولوژیک؛

8-فرهنگ سیاسی همگن؛

9-فرهنگ سیاسی چـند پاره.[25]

فرهنگ سیاسی مطلوب جامعه اسلامی باید ترکیبی باشد از فرهنگ سیاسی ایدئولوژیک،مدنی و مشارکتی.

هدف جامعه پذیری سیاسی تربیت یـا پرورش افراد به صورتی اسـت کـه اعضای کارآمد جامعه سیاسی باشند و در این جهت تلاش در راستای تثبیت فرهنگ سیاسی مطلوب کاملا حالت زیربنایی دارد.فرهنگ سیاسی مطلوب در جامعه سیاسی اسلامی را باید شناخت و شناساندن و احزاب و تشکل های سیاسی می توانند نقشی بسیار مهم و اثـربخشی ایفا نمایند.

فرهنگ سیاسی مطلوب جامعه اسلامی،ایدئولوژیک است چرا که چنانچه پیش از این ذکر شد،هنجارهای سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی الهام گرفته ازتعالیم متعالی الهی و در چارچوب بایدها و نبایدهای دینی و مشارکتی است،چرا که مردم سالاری از آرمـان های مـدنی آن است به این معنی که از رهیافت های علمی و چارچوب های روشی جوامع مدنی هر عصری به شکلی عقلانی و خردورزانه در محدوده ساحت ایدئولوژیک خود بهره می گیرد.

احزاب و تشکل های سیاسی،علاوه بر تلاش در جهت توسعه مشارکت سیاسی که به طور مـفصل در بـخش قبل بدان اشاره شد،باید با شناسایی و آموزش و اطلاع رسانی هنجارها و آرمان های سیاسی ایدئولوژیک،وجه ایدئولوژیک فرهنگ سیاسی مطلوب در جامعه اسلامی را غنا بخشند و با استفاده ی به روز از دانش بشری،در چارچوب استقلال ارزشی و ایـدئولوژیک در راسـتای تحقق ساحت مدنی فرهنگ سیاسی مطلوب در جامعه اسلامی گام برداشته و به تعالی و نهادینه کردن رفتار سیاسی مطلوب در سطوح فردی و جمعی کمک نمایند.

احزاب با محور قرار دادن این فرهنگ سیاسی مطلوب و بـا اهـمیت دادن بـه مبحث جامعه پذیری سیاسی،و کوشش های فراگیر در جـهت آمـوزش و تـرویج گسترده این فرهنگ،می توانند مطلوبیت رفتاری سیاسی را به جامعه اسلامی هدیه نمایند.

نقش احزاب در تحکیم همبستگی و یکپارچگی ملی

همبستگی [26]مفهومی بسبار پر کاربرد در حوزه علوم اجتماعی و سیاسی،به بویژه در جـامعه شناسی سـیاسی است. همبستگی عـبارتست از همکاری و اشتراک مساعی افراد جامعه؛اعم از ملی یا بـین المللی،برای مـرفه تر و مترقی تر ساختن زندگی و مقاومت در برابر ستم،تعدی و تجاوز.

در حوزه ملی،میزان وحدت و انسجام در درون یک جامعه که هنگام روبرو شدن با مشکلات خارجی و داخـلی مـشخص مـی شود همبستگی اجتماعی [27]نامیده می شود.

یکپارچگی ملی [28]عبارتست از مجتمع ساختن اجزای جامعه در یک کل هـمسته تر.[29] دو نوع برداشت و معنا از یکپارچگی ملی را می توان تصویر نمود:1-همگرایی ملی؛ 2-همگرایی جریانی.[30] «یکپارچگی ملی عبارت است از ترکیب عناصر مختلف اقتصادی،اجتماعی،مذهبی، قومی و جغرافیایی در درون یک کشور واحـد مـلی.یکپارچگی مـلی دلالت دارد بر توانایی دولت برای کنترل سرزمین تحت حاکمیت خود و همچنین مجموعه ای از ایـستارهای مردم نـسبت به کشور یا ملت که معمولا با عنوان وفاداری،اتحاد،و تمایل به ارجحیت دادن ملاحظات مـلی نـسبت ه مـلاحظات محلی یا فرقه ای آشکار می گردد و در معنایی دیگر؛عبارت است از تنظیم ساختارها و جریاناتی که بـه وسـیله آنـها،عناصر مجزا و متفرق در یک سرزمین ملی معین،وارد مشارکت عمده در سیستم سیاسی شوند.هر قدر این جریانات از نـظر مـشارکت کنندگان در آنـها مشروع تلقی شود،می تواند به عنوان جریانی،در مقایسه با همگرایی ملی تعریف شود.»[31]

در خصوص نقش احزاب جـهت ایـجاد یکپارچگی و همبستگی ملی موارد متعددی را می توان متذکر شد که عبارتند از: 1-توجه به دشمنی های خـارجی و مـشکلات نـاشی از آن که در این خصوص باید احزاب و تشکل های سیاسی اهتمام جدی داشته باشند و فقط به مسائل و مـشکلات داخلی بـسنده ننمایند؛

2-مساعدت در کنار گذاشتن اختلافات داخلی و مدیریت صحیح منازعات داخلی و تلاش جهت نزدیکی و معاضدت رهـبران سـیاسی.«احزاب در دو بـعد می توانند در مدیریت منازعه های سیاسی دخالت کرده و اختلاف منافع میان افراد و گروههای قدرتی مختلف را به مسیر مـسالمت آمیزی هـدایت کنند.بعد اول؛مدیریت منازعه در سطح درون حزبی است و بعد دوم؛نقش آن در مدیریت منازعه های سیاسی در کـل سـیستم،یا مدیریت مـنازعه برون حزبی است.»[32]

3-شکل دهی و تثبیت ایدئولوژی ملی که هم بتواند هدف ها را تعیین کند و هم روش رسیدن به آنـها را نـشان دهد؛

4-تلاش در جـهت توسعه عدالت و توزیع منصفانه فرصت ها و امکانات در میان آحاد ملت.

اما با توجه به دو برداشتی کـه از یـکپارچگی بیان شد؛احزاب نیز طبیعتا باید بتوانند در دو حوزه ایفای نقش نمایند:

«اول ارائه سمبل ها و آرمان هایی که برای کل مردم یـک جـامعه ارزش و جذابیت داشته باشد و آنها را به دور یک محور گرد آورده و وحدت ببخشد.و دوم؛کمک بـه یـافتن و ایجاد آن ترتیبات نهادی که مذاکره و کـانال های ارتـباطی نـامحدود را تشویق کرده و از این طریق،رهبران سیاسی و نـمایندگان مـنافع متفاوت را بر سر جای خود نگه دارد و روند تجمع و بیان منافع متضاد را تسهیل نـماید...احزاب مـی توانند هم کار ایجاد یکپارچگی افقی بـین گـروه های مشارکت کننده،و هـم کـار ایـجاد یکپارچگی عمومی میان طبقات اقتصادی و اجتماعی را انـجام دهند.»[33]

نتیجه گیری

احزاب و تـشکل های سیاسی،در نظام های سیاسی کارآمد؛نقش،تأثیر و کار ویژه های مهم و قابل اعتنایی دارند؛به وجهی که امـروزه نـمی توان نظام سیاسی مطلوب و کارآمدی را بدون تـعیین جایگاه صحیح احزاب و تـشکل های سـیاسی بوجود آورد.

اما مهم همان جایگاه صـحیح اسـت و باید دقت نمود که همانگونه که یک حزب و تشکل سیاسی در صورت کارکرد صـحیح مـی تواند موجبات تعالی یک جامعه و نـظام سیاسی را فـراهم کـند،به همان نسبت اگـر از جـایگاه درست و حوزه کارکرد صـحیح خـود خارج شود،صدمات و خسارت های گسترده ای را سبب خواهد شد و منافع جامعه و امنیت ملی را به مخاطره خواهد انداخت.

مشارکت عـمومی سـیاسی و همبستگی و یکپارچگی ملی از نیازهای استراتژیک امروز کـشور مـاست که رهـبر فـرزانه انـقلاب،با تأکیدی ویژه،سال 4831 را با هـمین عنوان نامگذاری نمودند،و همین امر نقش و تأثیر عملی به روز و ضروری احزاب و تشکل های سیاسی را برای ایران اسـلامی دو چـندان می کند.

بنابراین شایسته است احزاب و تشکل های سیاسی بـا درایـتی ویـژه و بـیش از هـمیشه با اتکا به مـبانی عـقیدتی و اخلاقی رفتار اجتماعی و سیاسی در اسلام و با توجه به کار ویژه های مهم و حیاتی خود،با کیفیت و محتوایی متناسب بـا اهـداف و آرمـان های متعالی دینی به ایفای نقش در جامعه اسلامی ایـران بپردازند.

منابع

1-آقا بـخشی،علی.فرهنگ عـلوم سـیاسی،(تهران:مرکز اطـلاعات و مـدارک علمی ایران)،4731-

2-محمدی نژاد،حسن.احزاب سیاسی،(تهران:انتشارات امیرکبیر)،5531-

3-عالم،عبد الرحمن.بنیادهای علم سیاست،(تهران،نشر نی)،3731-

4-جوادی آملی،عبد الله.ولایت فقیه،(قم:اسراء)،.

5.طبرسی،رضی الدین حسن بن فضل.مکارم الاخلاق،(قم:انتشارات شریف رضی)،2141 ق.

6.طباطبایی،سید محمد حسین،المیزان،ترجمه ی سید محمد باقر موسوی همدانی، جلد 91،(قم:دفتر انتشارات اسلامی)،

7.مکارم شیرازی،ناصر و دیگران.تفسیر نمونه،جلد 42،(قم:دارالکتب الاسلامیه)،

8.امام خمینی(ره)،صحیفه نـور،جلد 31،(تهران:موسسه تنظیم و نشر آثار امام).

9.آبرکراسی،نیکلاس و دیگران.فرهنگ جامعه شناسی،ترجمه ی حسن پویان، (تهران:انتشارات چاپخش،چاپ اول)،3731-

10.دوز،رابرت و لیپست،سیمور مارتین.جامعه شناسی سیاسی،ترجمه ی محمد حسین فرجاد،(تهران:نشر توس)،3731-

11-حسینی،حسین.حزب و توسعه سیاسی،(تهران:نشر آمن)،8731-

12-داد،سی.اچ.رشد سیاسی،ترجمه ی عزت الله فولادوند،(تهران:نشر نو)،3631-

13- Sigel,Robert."Assumption About The Learning Of Political Values., in:The Annual Of The American Academy Of Political And Social Science, Vol.36,(1965).

14- S.Verba and K.Prewitt.AN Introduction To American Government. New York:Harper Row.,(1979).

پینوشت ها

 

[1] علی‌ آقا بخشی،فرهنگ علوم سـیاسی،(تهران،مرکز‌ اطـلاعات‌ و مدارک علمی ایران،4731)صص‌ 542-442.

[2] حسن محمدی‌نژاد،احزاب سیاسی،(تهران،انتشارات امیرکبیر،5531)ص 43.

[3] Political Behaviour

[4] امام خمینی(ره)،صحیفه نور،جلد سیزدهم.

[5] Arthur Holcomble

[6] سوره‌ی انـفال،آیه‌ی 36.

[7] عبد اللّه جوادی آملی،ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت،(قم:نشر اسراء سال 87)،ص 28-08.

[8] همان

[9] رضی الدین‌ حسن بن فضل طبرسی،مکارم‌ اخلاق،(قم،انتشارات‌ شریف رضی،2141 ق)،ص 8.

[10] سوره‌ی قلم،آیه 4.

[11] سید محمد حسین طباطبایی،المیزان،ترجمه سید محمد‌ باقر‌ موسوی‌ همدانی،جلد نوزدهم،(قم، دفتر انتشارات اسلامی).

[12] ناصر مکارم شیرازی و دیگران،تفسیر نمونه،جلد بیست و چهارم،(قم،دارالکتب‌ الاسلامیه)، صص 1731-2731.

[13] Political Participation

[14] نیکلاس‌ آبراکراسی و دیگران،فرهنگ جامعه‌شناسی،ترجمه حسن پویان،(تهران،انتشارات‌ چاپخش،7631)،ص‌ 682.

[15] علی آقا بخشی،پیشین،ص 952.

[16] همان،ص 95.

[17] S.Verba and k.Prewitt,An Introduction TO American Government.New York:Harper Row,(1979),P 172.

[18] Political Apathy

[19] Political Sociabiliy

[20] Sigel,Robert,Assumption About the Learning of Political Values in:the Annual of the American Academy of Political And Social Science,Vol.36,(1965),p.1.‌

[21] همان،صص 711-911.

[22] حسین حسینی،پیشیت،صص 99-79

[23] Political Culture

[24] علی آقـا بـخشی،فرهنگ عـلوم سیاسی،(تهران،مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران،4731)ص‌ 752.

[25] عبد الرحمن عالم،پیشین،صص 611-411

[26] Soliarity

[27] Social Cohesion

[28] National Integration

[29] علی آقا بخشی،پیشین،صص 023-313-812.

[30] Prosse

[31] حسین حسینی،پیشین،صص 08-97.

[32] همان،ص 98.

[33] همان،ص 28.

 
   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
 
پربحث ترین
 
 
   پایگاه های دیگر  
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما:09125391656 ::  پیوندها ::  نسخه موبایل:09124030118 ::  RSS ::  نسخه تلکس
© اندیشه ها1389
طراحی و اجرا: خبرافزار